گزارش به جلسه ساليانه واحد استكهلم
فاصله كنفرانس اول تا كنفرانس دوم سازمان پناهندگان در استكهلم ـ دسامبر ٢٠٠٥ تا ژانويه ٢٠٠٧
يك نگاه
در طى اينمدت جامعه پناهجويان بطور كلى و پناهجويان ايرانى مشخصا، بشدت پرتلاطم بود. موج جريان امنستى ٢٠٠٥ به سال ٢٠٠٦ كشانده شد، پرونده آن بسته شد، قانون موقت به ميدان آمد، اينهم سبب خيرى براى پناهجويان ايرانى نبود، و بلاخره وارد دور جديد انتظار طولانى فعلى شده ايم. در تمام طول اين مدت پروسه كشدار پرونده ها و بلاتكليفى، تهديد اخراج، فقر و زندگى فقيرانه چند ده هزار نفر از انسانهاى پناهجو را رنج داد و فرسوده كرد. سازمان ما در اين شهر با اين تلاطمها همراه شد، تلاش كرد، نقش ايفا كرد، و همچنين از بالا و پايين رفتن اين تلاطم هم تاثير پذيرفت. اين يك گزارش كوتاه از فعاليتهاست تا به جمعبندى و تصميم گيرى كنفرانس كمك كند. "ايران كشورى ناامن براى مردم"، "پناهندگى حق عمومى پناهجويان ايرانى" دو شعار و خواست محورى سازمان پناهندگى بوده است كه در طى اين مدت نيز دنبال شده است. بر همين مبنا به اشكال مختلف در افشاى جمهورى اسلامى و نشان دادن دلايل فرار پناهجويان فعاليت شده است. تحصن ماه آپريل در محل دفتر سازمان و پس از آن تحصن سه روزه در مركز شهر در ماه ژوئن و با نمايش "ايران زندان ٧٠ ميليون مردم آن" نمونه بارز آن بوده است. همين مساله در جلسه و نشست با نمايندگان احزاب سوئدى در ماه مارس ٢٠٠٦ در محل سازمان دنبال شده است. جلسه مشترك با نمايندگان احزاب پارلمانى سوسيال دمكرات و مدرات و محيط زيست پررونق بود. در پايان تحصن در محل سازمان در ماه آپريل هم اجلاس مشابهى با نمايندگان حزب چپ و محيط زيست داشتيم. مساله مهم در فضاى پناهجويان در سال قبل، حول قانون موقت جريان پيدا كرد. ما در مقابل تصميم مجلس در رد پيشنهاد "امنستى عمومى" اطلاعيه اى با عنوان "يك روز سياه براى سوئد" منتشر ساختيم. از نظر ما قانون موقت چاله اى بود كه جلوى پاى پناهجويان كنده شد. ما اصرار كرديم كه پناهجو نبايد به اين مصوبه و وعده دلخوش كند. بايد در خيابان بماند، اعتراض كند و حق خود را به كرسى بنشاند. ما در اين ارزيابى و فراخوان تنها جريان در ميان جار و جنجال بيهوده در فضاى شهر مانديم. در همين حين ما دو اكسيون اعتراضى را در ميدان سرگل سازمان داديم. همان زمان كه بنظر ميرسيد شايد اين قانون شامل پناهجويان متاهل شود، پرچم حق پناهجويان مجرد را در فضاى شهر بلند كرديم. بتدريج با پايان مهلت قانون موقت، متاسفانه، ديديم كه حق با ما بود. از اين قانون خير زيادى به بيش از ده هزار پناهجويان ايرانى نرسيد. ما حق داشتيم و بايد مسئوليت انتظار و دلخوش كردن بيمورد و بلاخره سرخوردگى بعدى آنرا بگردن جريانات متعدد ديگر پناهندگى ايرانى نوشت. در افشاى وضعيت ناگوار پناهجويان و تاكيد بر حق پناهندگى براى آنها دو اكسيون سازمان نظرها را بخود جلب كرد. يكى حمل فرقون با شيشه هاى خالى شراب در حركت طنزآلود در افشاى سياستهاى اداره مهاجرت و بعلاوه دو نوبت حمل تابوت بنشانه "مرگ" پناهجو در فضاى انتظار طولانى و بى هويت آنها بود. عليه راسيسم و براى جلب امنستى عمومى دو موضوع همكارى ما با ساير جريانات دفاع از پناهجويان در اين شهر بودند. در اجلاسهاى اين جريانات ما از سازمانهاى فعال بحساب آمده و در اكسيونها نيز فعالانه شركت كرديم. دفاع از پرونده پناهجويان از جمله امور سازمان بودند، ما از كيسهاى معين مصرانه دفاع كرديم، دو مورد با نمايندگان اداره مهاجرت نشست مستقيم داشته و در موارد متعدد با نامه، از طريق وكيل و تلفن به اين امر مهم پرداخته شده است. سازمان در اين شهر از پرچمداران مصر دفاع از مردم ايران، اعتراض آنها و پرچمدار اعتراض به جمهورى اسلامى بوده است، شركت فعال در اكسيونهاى دفاع از كارگران شركت واحد، دفاع از دانشجويان، در اول ماه مه، روز جهانى زن، عليه خشونتهاى ناموسى از جمله مواردى بوده است كه ما در آن سهم مستقيمى را بعهده گرفته ايم. دفتر سازمان، با جلسات ثابت پنج شنبه و ساير فعاليتها محلى بوده است كه تلاش كنيم تعداد هر چه بيشترى از پناهجويان را درآن گرد آوريم و فعاليتهايى را در كمك و ايجاد هميارى ميان آنها سازمان دهيم. كمك براى كيس ها، كلاسهاى زبان سوئدى، در اختيار گذاشتن امكانات ترجمه و تلفن و تماس، كمك براى ترجمه امورات روزمره مراجعين از جمله فعاليتهايى بوده است كه در محل دفتر سازمان ارائه شده است.