بازگشت به صفحه اول

Självmord av en asylsökande i Alvesta: Migrationsverket och den ohumana asylpolitiken bär det direkta ansvaret

تراژدى خودكشى پناهجويان:

زنگ خـطر براى ما، اداره مهاجرت كَكش هم نميگزد!

روز سوم آپريل يك پناهجوى جوان ٢٦ ساله در ساختمان اداره مهاجرت در شهر Alvesta دست به خودكشى زد. اين مرد جوان افغانستانى چند روز پيشتر از عدم تاييد تقاضاى پناهندگى خود مطلع گشته بود. ققظ چند دقيقه پس از ابلاغ حكم اخراج از جانب كاركنان اداره مهاجرت، تراژدى تكان دهنده در محل اداره بوقوع ميپيوندند. پس از شنيدن شدن يك صداى انفجار، پيكر تماما مشتعل  اين پناهجو در حاليكه با  مواد شيميايى با قصد خودكشى خود را به آتش كشيده بود، وارد سالن ميگردد. جمعيت حاضر در محل و پس از آن آمبولانس بكمك وى ميشتابند. آخرين اخبار حكايت از آن دارد كه با جراحات جدى ناشى از سوختگى عميق و گسترده، اين جوان در بيمارستان در ميان مرگ و زندگى بسر ميبرد.

 

تنها پنج هفته پيشتر، در ٢٢ ماه فوريه جوان ٢٥ ساله، پناهجوى گريخته از كردستان عراق در يك اقدام به خودكشى  جان خود را از دست داد. او پس از شش سال انتظار و تلاش براى اجازه اقامت، بدنبال دريافت حكم اخراج در آپارتمان مسكونى خود در شهر استكهلم خود را حلق آويز كرده بود.

 

در حاشيه مندرجات رسانه ها و در متن اظهار نظر مقامات اداره مهاجرت ميتوان براحتى مشاهده كرد كه دست اندركاران امور پناهندگى  اينگونه "وقايع"  را در پيش بينى هاى خود گنجانده اند. موج اخراجها و سياست سختگيرانه عليه پناهجويان و برنامه اعلام شده مبنى بر ديپورت بيش از ده هزار پناهجو، در دستور اداره مهاجرت قرار گرفته است. قربانيان اين سياست كسانى هستند كه ازعراق و ايران و افغانستان و جهنمهاى مشابه گريخته اند، اينها، خود و خانواده سالهاست براى اجازه اقامت و براى تامين زندگى خود را به آب و آتش زده اند، اينها را ميخواهند با زور به زندگى آشكار غير انسانى و پرمخاطره بازگردانند. هر كسى با يك جو عقل ميتواند عمق نگرانى و پريشانى و دست پاچگى را در چهره اين انسانها تشخيص دهد. رسانه ها از احتمال "موج جديد خودكشى ها" نوشته اند. اداره مهاجرت از آمادگى ذهنى خود در اين زمينه خبر ميدهد. مقامات اين اداره از بابت اينگونه اتفاقات اظهار تاسف كرده اند. اما در عين حال بروشنى اعلام نموده اند خودكشى پناهجويان در تصميم اداره مهاجرت و مسير پرونده پناهجويان تاثيرى نخواهد گذاشت!

 

اقدام براى خودكشى بعنوان يك پديده آشنا در زمينه پناهندگى شناخته ميشود. سالهاست كه سياستهاى سختگيرانه و اخراجها در كشورهاى مختلف اروپايى، تراژدى خودكشى  را با سرنوشت پناهجويان در هم تنيده است. اين پديده، نشانگر عمق فشارهاى جسمى و روحى، عمق ترس و بلاتكليفى و استيصال است كه پناهجويان با خود حمل ميكنند. مطالعات و بررسى هاى مختلف نشان داده است كه هر اقدام به خود كشى دست كم ده مورد از اقدام ناموفق ديگر را نيز بهمراه دارد كه هرگز شناخته نميشوند. همين آمارها گوياى اينستكه كه اقدام هر اقدام به خودكشى  گوياى وجود همين افكار نزد صد نفر ديگر است كه بطور جدى و روزمره با  چنين افكارى دست و پنجه نرم ميكنند. اين واقعيات را هنوز بايد در واقعيت بحرانهاى روحى گسترده در ميان پناهجويان ضرب كرد تا آنگاه متوجه زنگ خطر مربوط به خودكشى گرديد.

 

از آنجاييكه پناهجويان فاقد اجازه اقامت هستند، مرگ و چگونگى مرگ پناهجويان در آمار رسمى كشور سوئد ثبت نميگردد. به همين دليل هرگز آمارى از موارد خودكشى و اقدام به خودكشى وجود نداشته است و فرجه اى كه بنام moment 22 شناخته ميشود به ماموران دولتى اجازه داده است كه حتى منكر وجود پديده اى بنام خودكشى در ميان پناهجويان گردند.  اما به همان اندازه كه سياستهاى غير انسانى وجود دارند، به همان اندازه عواقب خانمان برانداز آن در ميان قربانيانش نيز بطرز غير قابل انكارى وجود دارند. هر چقدر هم كه اداره مهاجرت و دولت سوئد شانه بالا بياندازند، اما آنها مستقيما مسئول جان پناهجويان هستند.  كيفرخواست سرنوشت تراژديك قربانيان اين فجايع جزو مبارزه ما عليه سياستهاى ضد پناهندگى جارى دولت سوئد است.

 

پيامدهاى موج سياست اخراجها گسترده است. هر روز تعداد بيشترى از اين خانواده ها به زندگى زير زمينى پناه ميبرند. هر روز تعداد هر چه بيشترى با تنگناها و دشواريهاى بزرگترى از جمله براى تامين زندگى، مسکن، دسترسى به پزشک و مساله مدرسه کودکان گلاويز ميگردند. حکم اخراج بمعناى آنستکه همان فرجه کوچک براى ماندن قانونى و اجازه کار و تامين زندگى بخور و نمير هم از کف ميرود. فرار از دست پليس و دلهره دائمى دستگيرى قوز بالاى همه قوزهاى ديگر است. اين بار سنگين،  بلاتکليفى و دلهره و انواع فشارهاى روانى استيصال ببار مياورد و خود کشى يکى از نتايج آنست. در مقابل کل اين شرايط و در مقابل استيصال بايد ايستاد.

 

از هم اکنون ليست طولانى از انواع سازمانها و ارگانهاى انساندوست شکل گرفته اند که دست  پناهجويان را در مقابله با دشوارى ها بگيرند. پزشکان، معلمان، پرستاران، و انواع شبکه هاى ديگر هستند که ميتوانند موثر واقع شوند.  البته که هر پناهجو و خانواده آنها بايد براى تامين زندگى گليم خود را از آب بيرون بکشد. در عين حال همبستگى ميان پناهجويان تنها راهى است که ميتواند غلبه بر دشوارى ها را ممکن سازد. تنهايى راه بجايى نميبرد. بايد بخاظر آورد که سياست ضد پناهندگى را تنها با يک مبارزه و جو حق طلبانه ميتوان کنار زد. استيصال حمايت جلب نميکند. استيصال و خودکشى فشارى را روى دولت و اداره مهاجرت ايجاد نميکند. بجاى آن بايد صف اعتراضى را تقويت نمود.

 

سازمان سراسرى پناهندگان ايرانى در سوئد همه تلاش خود را براى تقويت صف اعتراضى عليه دولت و سياست پناهندگى سوئد بکار گرفته است. واحدهاى سازمان در ايجاد کانونهاى همبستگى و هميارى ميان پناهجويان و همچنين براى تسهيل دسترسى پناهجويان با نهادهاى گوناگون حمايتى تلاش ميکند. امروز و در متن دشواريها بيشتر از هر وقت ايجاب ميکند که پناهجويان متحد شوند، همدلى ميان خود را تقويت کنند، و حق طلبانه همبستگى و حمايت همه مردم و سازمانهاى مدافع حقوق انسانى را بخود جلب نمايند.  

 

سازمان سراسرى پناهندگان ايرانى ـ سوئد

۵ آپريل ٢٠٠٩

www.flykting.se