بازگشت به صفحه اول

Wov..! En fullträff, tanke återställare och gripande: Synd att missa föreställningen

از خودکشى در داخل ساختمان اجتناب کنيد ـ  با تشکر، از طرف کارکنان!

يک نمايش موفق تئاتر در استکهلم، تئاتر Scenario در منطقه مرکزى Södermalm

"بازار خريد پناهندگى" عنوان يک نمايش تئاتر است که هم اکنون در شهر استکهلم روى صحنه است. در دومين هفته نمايش، از جانب منقدان و رسانه هاى متعدد و صاحب نام  اين نمايش بعنوان بهترين تئاتر روى صحنه لقب گرفته است. بقول صفحه فرهنگ در روزنامه Dagens Nyheter : آقاى وزير مهاجرت و همه ديگر خوانندگان اين نمايش را از دست ندهيد، اين نمايش تماما به هدف ميزند!

"بازار خريد پناهندگى" ترجمه عبارت Asylshopping است که در ماه فوريه اولين بار از طرف آقاى توبياس بيلستروم، وزير مهاجرت سوئد بکار گرفته شد. آن زمان ايشان در اجلاس مشترک همقطاران اروپايى خود در پى راهى بود که جلوى ورود پناهجويان به سوئد را سد کند. او اروپا را به بازارى تشبيه کرد که پناهجويان در آن پرسه ميزنند و هر کشورى که به منافعشان بيشتر سازگار باشد را براى تقاضاى پناهندگى انتخاب ميکنند. همين عبارت را کارگردان مشهور تئاتر سوئدى، خانم Gertrud Larsson براى عنوان تئاترى انتخاب ميکند که بر زمينه دنياى پناهندگى استوار است. خود کارگردان تعريف ميکند که همه چيز بدنبال سوالى آغاز شد که در مدتها در ذهن وى جا گرفته بود: راستى، کارمندان اداره مهاجرت چگونه آدمى هستند؟ اينها چگونه آدمى هستند که در رسانه ها بمثابه بوروکراتهايى معرفى ميگردند که بدون احساس فقط دستور مافوق را اجرا ميکنند، کسانى که گاها با جلادان نازيستى مورد مقايسه قرار ميگيرند؟

متن اصلى تئاتر بر اساس دهها گفتگويى استوار است که کارگردان با کارمندان اداره مهاجرت و پليس و ماموران بازداشتگاهها و خود پناهجويان انجام داده است. در بازى تئاتر شاهد سه نمونه از کارمندان اداره مهاجرت هستيم که با آنها، و از زبان خودشان همه جزييات روزمره شان از پرونده ها، قضاوتها، اوقات فراغت، گپ و گفتگو ميان همکاران و حتى افکارشان در داخل توالت بازگو ميشود. در يک چرخش صحنه همين بازيگران در نقش پناهجويان، اينبار بيينده را با دنياى مقابل آشنا ميسازند. کارمندان عمدتا آدمهايى هستند که زمانى با هدف کمک به همنوعان به اين شغل روى آورده اند اما بزودى درپس عبارات پرطمطراق و تفسير بردار در مورد احترام حقوق انسانها بايد بر اساس سياستهاى پناهندگى در مورد انسانهاى واقعى و داستانهاى زندگى آنها که در پرونده اى جلوى رويشان قرار دارد، تصميمات بسيار دشوارى را اتخاذ کنند. بتدريج در ميان گفته هايشان اين کارمندان خود اذعان ميکنند دستوراتى که آنها در قالب تصميمات خويش اجرا ميکنند، چقدر دشوار و دور از وجدان خود آنهاست: گاها احساس ميکنم بنوعى يک جلاد هستم! در اين ميان سر و کله يک مشاور استخدامى از يک شرکت مشهور اجاره پرسنل پيدا ميشود که سيستمى را کشف کرده است که ٩٠ در صد از موارد پناهجويان ناشايسته را کشف و غربال ميکند.

نمايش يک کمدى است. از يک طرف کارمندانى که مطابق شابلون جلوى روى خود دربدر بدنبال يک پناهنده "واقعى" در ميان پرونده ها و متقاضيان سرگردانند، کارى که باندازه يافتن يک کرگردن بى نتيجه باقى ميماند. از طرف ديگر پناهجويانى که کاتالوگ  کشورهاى عضو شنگن را جلوى روى خود گذاشته و درست مثل توريستى که دنبال هتل و فروشگاه و رستورانهاى خوب جستجو ميکند، اين پناهجويان هم در ميان کشورهاى مختلف با کمک عبارتهاى "شکنجه"، "ختنه"، "قتل ناموسى" بدنبال کشورى ميگردند که با مزاق و سليقه آنها جور در بيايد، اين کشور البته بايد رفاهيات خوبى را هم ارزه کند. بلاخره سوئد را انتخاب ميکنند: تقاضانامه شش هفت ماهى معطلى در کمپ را بهمراه دارد، اما به دردسرش ميارزد!

تمام ساختار نمايش بسيار ساده است، اما اين به هيچ وجه از به متحواى گيرنده آن لطمه نميزند. يک تقابل بسيار هنرمندانه و عميق ميان طنز و يک واقعيت تلخ،  بيننده را ميخکوب ميکند. کارمندانى که در ادامه طبيعى يک قانون عميقا انسانى پناهندگى براى متقاضى  به مشاور دلسوز بهترين راه خودکشى تبديل ميگردند. اين کارمند در عوض دلسوزى خود انتظار دارد که پناهجوى مربوطه خودکشى خود را در بيرون از ساختمان اداره مهاجرت به اجرا درآورد! به همين روال،  طنز گستاخانه و بينظير تماشاچى را تا مرز قهقهه ميبرند و لحظاتى بعد بغض را در گلوى آن جايگزين ميسازند. در يک نمونه پناهجوى زن ايرانى با پيکرى آشکارا در هم شکسته از خشونت و بيرحمى را ميبينيم که تقاضانامه پناهجويى وى رد ميشود. دليل: در ايران مطابق قانون،  تعويض جنسيت، از زن به مرد آزاد است. متقاضى ميتواند بدين ترتيب از امنيت لازم برخوردار گردد!

نمايش "بازار خريد پناهندگى" Asylshopping بسيارى مسايل پايه اى و گره گاههاى سيستم پناهندگى در سوئد و حتى اروپا را زير ذره بين ميگذارد. اين تئاتر از عمق ديدگاه و احساسات انسانى را نيز به نمايش ميگذارد. آنرا بايد ديد.

نمايش مزبور در تئاتر Teater Scenario  در منظقه Kungsholmen شهر استکهلم روى صحنه است. اطلاعات بيشتر را در سايت اينترنتى اين تئاتر ميتوان يافت. نمايش حدود يک ساعت و نيمه است و در هر نوبت از ساعت ١٩ شروع ميشود. در حاشيه نمايش بحث و تبادل نظر در مورد سياست پناهندگى و موضوعات مربوطه در جريان است. بليط نمايش ١٨٠ کرون بيشتر قيمت ندارد. مثل هميشه تخفيف هاى مختلف را ميشود براى خريد دست جمعى و براى سالمندان و جوانان هم برخوردار بود. بعلاوه براى کارمندان اداره مهاجرت تخفيف ويژه قايل شده اند و پناهجويان ميتوانند مجانا نمايش را ببينند.

اطلاعات بيشتر درسايت رسمى تئاتر: http://www.asylshopping.se

از سازمان سراسرى پناهندگان ايرانى

مصطفى رشيدى

ششم آپريل ٢٠٠٩

در حاشيه اما بسيار مربوط:

از سر تصادف همزمان که همين تئاتر و همين مضمون روى صحنه است، خبر خودکشى يک پناهجو در شهر Alvesta منتشر گرديد. اين فرد يک جوان پناهجوى افغانستانى بود که چند دقيقه  پس از دريافت حکم اخراج، در توالت ساختمان اداره مهاجرت خود را با آتش کشيد. مشروح اين خبر در صدر صفحه اينترنتى نمايش ديده ميشود.