بازگشت به صفحه اول

قطعنامه هاى پيشنهادى براى كنفرانس بيمرز

پلاتفرم

قطعنامه پيشنهادى در دفاع از حق پناهندگى پناهجويان افغانى در سراسر جهان

قطعنامه پيشنهادى در رابط با محکوميت دولت سوئد در مورد ديپورت پناهجويان کرد عراقى

قرار در رابطه با فعاليت جدى در مورد سازمان دادن کمپين کار يا بيمه بيکارى براى متقاضيان پناهندگى در کشورهاى اروپايى

قرار پيشنهادى  در مورد انتشار مجدد نشريه بيمرز

قرار پيشنهادى  در مورد نشريه انگليسى زبان بيمرز

قرار پيشنهادى  در مورد تقويت بنيه مالى بيمرز و اختصاص بودجه به دبيرخانه

قرار پيشنهادى  رابطه با تصويب اساسنامه بيمرز

سبك كار، نقشه عمل و سازمان تشكيلات (در سوئد)

قطعنامه در در دفاع از حق اقامت بدون چون و چرا زنانى كه از كشورهاى مسلمان زده و مخصوصا ايران و افغانستان و عراق

پلاتفرم براى يكسال فعاليت سازمان پناهندگى در سوئد(يك طرح پيشنهادى براى رئوس فعاليت ما و بعلاوه چگونگى كاركرد واحد كشورى در سوئد)

پلاتفرم 

مينو هميلى       

مقدمه

·       اوضاع جهان

·       در بخش وسيعى از جهان ظلم و استبداد عريان و سيستماتيک بيداد ميکند، ديکتاتورها کماکان کم ميرانند و اعدام بعنوان بخشى از سيستم "مجازات"شان هنوز قانونى است. چين، ايران، عراق بعد از صدام حسين ديکتاتور، توسط ديکتاتورهاى نوپاى قومى – مذهبى و ساير کشورها هنوز زندان و شکنجه، سرکوب مخالفين و اعدام و سنگسار و قطع اعضاى بدن در دستور کارشان است.

·       جنگ و خانه خرابى و آوارگى: در بخشى از جهان به يمن گرايش بشدت راست حاکم بر آمريکا و بخش وسيعى از قدرتهاى بزرگ اقتصادى و نظامى جهان، جنگ و لشکرکشى، راه انداختن جنگ هاى قومى و مذهبى،  سرکوبها و قتل عام هاى سيستماتيک آوارگى و کوچ هاى ميليونى از مشخصه هاى جهان امروز است. به عراق نگاه بياندازيد، دارفور و بى تفاوتى قدرتها را بنگريد ، ماهيت و عملكرد UN در پايمال كردن حقوق و زندگى ميليونها انسان را به عيان خواهيد ديد.

·       فقر و ناامنى سياسى و اقتصادى تهديدى جدى براى بخشى از مردم جهان است، ميليونها انسان  بمنظور بهبود و سامان دادن به زندگى خود مجبور به فرار ميشوند. (عراق، افغانستان، ايران، سومالى، اريتره و اتيوپى و ساير کشورهاى آفريقايى) و در تلاش يافتن امنيت و زندگى بهترى هستند.

·       اسلام سياسىعلاوه بر ايران که رسما در قدرت است در ساير کشورها نيز، در شکل اپوزيسيون و تحت نام "مقاومت"، با ترور، کشتار و سر بريدن عاملى ديگر براى ناامني و فرار انسانها بويژه زنان است .

دولتهاى پناهنده پذير و شرايط پناهنده پذيرى در اين کشورها بشدت به زيان پناهنده متحول شده است. به جايى رسيده اند که ميخواهند به کنوانسيون ١٩٥١ پشت کنند و حتى در تلاشند رسما انصراف خود را از آن اعلام کنند.

با دست بالا گرفتن راست بر کل جهان و ابعاد وحشتناک تعرض به بشريت و جنبش هاى آزاديخوانه و ايجاد جنگ و نا آرامى در هر گوشه جهان، يک تعرض و عقبگرد جدى به جنبش انسانگرا و مدافعين حقوق مدنى تحميل شده است. چگونگى فايق آمدن بر اين استيصال از بحث اکنون ما فراتر است، اما در بطن چنين اوضاعى بايد گفت که سالهاست نفس حرمت انساني پناهنده افت كرده است و اساسا ارزش مصرف پناهنده پذيرى از زاويه دولتهاى اروپايى بسر رسيده است.

ميزان ردى، ديپورت، قطع کمک هزينه زيست و مسکن، سالها در انتظار نگاه داشتن پناهجويان در کمپ ها و هاستل ها و يا بازداشتگاه ها براى به تمکين وادار

کردن آنها به ترک  کشور با "تمايل" خود ازجمله سياست ضد پناهندگى دولتهاى پناهنده پذير است.

بيکارى و فقر، راسيسم دولتى و غير دولتى دست صاحبان کار را در اين کشورها باز كرده است تا دهها هزار پناهنده و مهاجر را به کار ارزان وادار کنند.

مدتهاست دولتهاى اروپايى قصد دارند که آ خرين ميخها را بر تابوت پناهندگى فرو کنند و از هيچ تلاشى در اين زمينه دريغ نکرده اند. اما وجود نورهاى اميدى ولو کوچک در اين جوامع مانع از تحميل اين درجه از تحقير و عقبگرد به جامعه ميباشد.

  هنوز نهادها و سازمانهاى مدافع پناهندگى عليرغم ضرباتى که در اين سالها بر جنبش انسانگرا تحميل شد ميتوانند مقاومتهايى عليه بى حقوقى و ديپورت پناهجويان سازمان دهند و کم و بيش موفقيت هايى بد ست آ ورده اند.

  

.

اوضاع پناهندگان ايرانى

ايران کما کان کشورى ناامن است، مضاف بر اينکه بدنبال قطعنامه تحريم اقتصادى، گرانى و فشار اقتصادى آن بر روى مردم آمار آوارگان و فراريان افزايش پيدا کرده است. همچنين به بهانه اين تحريم و تبليغات جنگى در مورد خطر حمله آمريکا به ايران و "شرايط ويژه"، جنبشهاى زنان، کارگران، دانشجويان، معلمان و جوانان بيش از پيش سرکوب شده و دستگيرى ها بالا گرفته است، که اين خود عامل ديگرى براى رشد روز افزون پناهندگى ايرانى شده است.

 

 

چه بايد کرد؟

مادام که جنگ حکم ميراند و ديکتاتورها بر گرده اکثريت جامعه فرمانروايى ميکنند مقاومت و مبارزه عليه آن وجود دارد و به تبع آن فرار و آوارگى بخش لايتجزاى آن خواهد بود. لذا ما وظيفه داريم که بعنوان بخش متشکل و سازمانى پناهجويان کماکان در تدارک سازمان دادن مبارزه پناهجويان باشيم و عليه سياست دولتها و براى برسميت شناختن حقوق پناهجويان مبارزه کنيم.

* تشکيلات و سازمان درونى: بدون ابزار مناسب قادر به تحقق هيچ برنامه اى نيستيم، لذا سازمان درونى بيمرز بايد در راستاى پاسخگويى به اولويتهايى باشد که براى خود تعيين ميکند. اين سازمان درونى شامل دبير و دبيرخانه خواهد بود.

* تقويت بنيه مالى بيمرز

* تضمين تماس و همکارى با نهادهاى حقوق مدنى در کشورهاي متعدد پناهنده پذير، تاثيرگذارى بر جنبش دفاع از حقوق مدنى و پناهندگى. آگاهگرى و سازماندهى پناهجويان همچون يک جنبش بعنوان اهرم فشار بر UN و دولتها به منظور تغيير قو نين پناهندگى.

* کار کمپينى، شامل کمپين هاى سياسى، کمپينهاى جمعى براى مثال کيس شمال عراق، اجتناب از کمپين هاى فردى بجز موارد بسيار استثنائى.

* تماس مداوم ونشست با نهادهاى حقوق بشرى و ذيربط در امور پناهندگى مانند UN ژنو، ترکيه ودر حد امکان واحدهاى ديگر UN، عفو بين الملل و ..

* تشکيل جلسات و سمينارهاى پناهندگى در کشورهاى مختلف به منظور آگاهسازى پناهندگان به حقوق خود و سازماندهى آنان .

* تمرکز ويژه در رابطه با کيس موسوم به "شمال عراق" که بالغ بر ٦ سال است در ترکيه بسر ميبرند و عليرغم قبولى UN، دولت ترکيه مانع از خروج آنان از اين کشور ميشود. اين پناهجويان بالغ بر ١٢٠٠ نفر ميباشند که عموما فعالين سياسى احزاب مختلف اپوزيسيون مسلح مستقر در کردستان عراق هستند و به همراه همسر و فرزندانشان در شرايط بشدت غير انسانى بسر ميبرند.

قطعنامه ها و قرارهاى پيشنهادى به اولين کنفرانس بيمرز از جانب سعيد آرمان

حما يت کننده مينو هميلى

٢١ مه ٢٠٠٧

قرار در رابطه با فعاليت جدى در مورد سازمان دادن کمپين کار يا بيمه بيکارى براى متقاضيان پناهندگى در کشورهاى اروپايى

صدها هزار پناهجوى بلاتکليف و بعضا مخفى در کشورهاى اروپايى بدون هيچ تامين اجتماعى، درماني و زيستى در اين جوامع اروپايى سرگردان رها شده اند. فقر مطلق و بى افقى، آنان را به بازار کار سياه و بى تامين سوق داده است و دست صاحبان کار و سودجويان اقتصادى و باندهاى مواد مخدر و فحشا را باز کرده است تا اين بخش از قربانيان نظام جهنمى را به شديدترين شيوه استثمار کنند.

اين جمعيت کثير از پناهجويان که در کشورهاى اروپايى و آمريکاى شمالى زندگى ميکنند در بى حقوقى غير قابل توصيفى بسر ميبرند و آنان را تحت فشار قرار ميدهند تا ناچار به "تسليم به بازگشت به کشورشان بشوند". اين جمعيت از همه کشورهاى پناهنده خيز ميباشند و لازمه تلاش جدى و همه جانبه است تا آنان را سازماندهى و توجه افکار عمومى و نهادهاى چپ و انساندوست اين جوامع را نسبت به اين فاجعه آگاه و در راه انداختن جنبشى عظيم اجتماعى دخيل باشيم.

بيمرز وظيفه کليه فعالين و واحدهاى خود ميداند که در هر نقطه اي از جهان مشغول به فعاليت هستند نسبت به اين فاجعه انسانى حساسيت نشان بدهند و با تمام توان در راه سازمانيابى پناهجويان و همکارى با نهادهايى که به اين امر معطوف ميباشند از هيچ کوششى دريغ نکنند.

مبرمترين وظيفه واحدهاى بيمرز تلاش بى وقفه بمنظور تقويت جنبش دفاع از حقوق پناهندگى براى بازگرداندن کمک هزينه هاى زيست و مسکن به پناهجويان و يا کسب اجازه کار ميباشد.

عملى کردن اين قرار در گرو همکارى همه جانبه با نهادهاى متعدد مدافع حقوق پناهندگى ميباشد و بايد گامهاى اساسى بمنظور ايجاد تسهيلات لازم براى اين تماس و همکارى برداشته شود.

قطعنامه پيشنهادى سعيد آرمان در رابط با محکوميت دولت سوئد در مورد ديپورت پناهجويان کرد عراقى

حما يت کننده مينو هميلى

عراق بعد از سرنگونى صدام حسين در مجموع از شمال تا جنوب و مرکز به ميدان تاخت و تاز جريانات قومى عشيره اى و اسلام سياسى و دولت مرکزى دست نشانده آمريکا و متحدينش و همچنين نيروهاى اشغالگر  تبديل شده است.

خود نهادهاي بين المللى مانند سازمان ملل اذعان ميکنند که عراق کنونى از دوران ديکتاتورى صدام حسين بدتر شده است. شيرازه جامعه مدنى از هم پاشيده شده است و در هر کوى و برزن اين کشور جماعتى "حکومت" ميکنند و از طرف مقابل انتقام ميگيرند و به اين شيوه کل جامعه را به خون پاشيده اند.

کردستان عراق از اين قاعده مستثنى نيست و کشتار مردم توسط تروريستها و اوباشان مختلف از "شيخ زانا"ها گرفته تا بمب گذارهاى انتحارى تا قاتلان کارگران کارخانه سيمان تاسلوجه و سنگسار "دعا" دختر ١٧ ساله در "بعشيقه" و دهها نمونه ديگر دلالت از نا امنى اين کشور ميکند.

لذا کنفرانس بيمرز اعمال فشار به پناهجويان کرد عراقى را بشدت محکوم ميکند و خواهان لغو کليه قرارهايى است که به اين امر مربوط ميباشد.

ما هر نوع حمله به پناهجويان عراقى را حمله به خود تلقى ميکنيم و در سنگرهاي دفاع از حق پناهندگى خود را در کنار آنان خواهيم ديد.

کنفرانس بيمرز خواهان:

١- لغو فورى سياست ديپورت پناهجويان کرد عراقى به اين کشور.

٢- برسميت شناختن حق پناهندگى به کليه متقاضيان پناهندگى.

٣- برسميت شناختن عراق (همه بخشهاى آن) بعنوان کشورى نا امن.

قطعنامه پيشنهادى سعيد آرمان در دفاع از حق پناهندگى پناهجويان افغانى در سراسر جهان

حما يت کننده مينو هميلى

بالغ بر سه دهه افغانستان يک روز آسايش و آرامش را بخود نديده است. گانگسترهاى سياسى و باندهاى قاچاق مواد مخدر و حاکميت خونين شان را طالبانها خونين تر کردند و مردم افغانستان را به خاک سياه نشانده اند. روزى نيست در گوشه اى از اين کشور جنايتى از جانب نيروهاى درگير در افغانستان آفريده نشود و از مردم بى دفاع قربانى نگيرد.

بيمرز از حق پناهندگى کليه پناهجويان افغانى در سراسر جهان حمايت ميکند و خواهان برسميت شناختن افغانستان بعنوان يک کشور نا امن که به ميدان زور آزمايى ارتجاعيترين نيروها تبديل شده است، ميباشد.

کنفرانس اول بيمرز ديپورت پناهجويان افغانى را در هر نقطه اي از جهان به اين کشور جنگ زده و نا امن قويا محکوم ميکند و از کليه سازمانهاى مدافع حقوق پناهندگى درخواست ميکند که پناهجويان افغانى را در اين نبرد نابرابر تنها نگذارند و مانع از عملى شدن سياست ضد انسانى ديپورت آنان بشوند.  

کنفرانس اول بيمرز ضمن احساس همدردى و اعلام همبستگى با همسرنوشتان افغانى، کليه فعالين و واحدهاى خود را ملزم و متعهد به تماس جدي و مداوم با سازمانهاى پناهندگى افغانيهاي مقيم کشورهاى اروپايى ميداند و هر کجا که فاقد سازمان باشند با آغوش باز پذيراي آنان در سازمان بيمرز باشيم.

قرار پيشنهادى سعيد آرمان در مورد انتشار مجدد نشريه بيمرز

حما يت کننده مينو هميلى

نشريه بيمرز بعد از انتشار ٤٨ شماره به دلايل مختلف متوقف شد. نظر به اهميت داشتن نشريه اى براى معرفى اهداف و فعاليتهاى بيمرز و نشان دادن راههاى مقابله با سياستهاى ضد انسانى دولتها و غيره... ، کنفرانس اول،  دبيرخانه بيمرز را ملزم به از سرگيرى انتشار "بيمرز" ميکند.

اين نشريه ابتدا بصورت ماهانه منتشر ميشود و  در صورت تضمين ادامه کارى آن ميتوان فواصل آن را کمتر کرد.

قرار پيشنهادى سعيد آرمان در مورد نشريه انگليسى زبان بيمرز

حما يت کننده مينو هميلى

نظر به اهميت زبان انگليسى در معرفى بيمرز و اهداف آن و نقش سازمانگرانه اين نهاد، نشريه بيمرز به زبان انگليسى به يک ضرورت جدى تبديل شده است.

کنفرانس، دبيرخانه بيمرز را ملزم ميکند که تا اوايل ماه اوت سال جارى ٢٠٠٧ در تدارک سازمان دادن افراد صالح براى انتشار نشريه انگليسى زبان بيمرز باشد که حد اقل يک صفحه A4 پشت و رو باشد.

قرار پيشنهادى سعيد آرمان در مورد تقويت بنيه مالى بيمرز و اختصاص بودجه به دبيرخانه

حما يت کننده مينو هميلى

بيمرز بمنظور کار جدى و تامين هزينه هاى کلان خود به تقويت بنيه مالى نياز دارد.

  • اين امر با دريافت حق عضويت از اعضاى بيمرز

  • جمع آورى کمک مالى

  • فاندريزينگ

ممکن  و لازم است واحدهاى بيمرز به فکر اين عرصه ها بوده و ابزار لازم را براى تضمين اجرايى اين مهم سازمان دهند.

٥٠ درصد درآمد هر واحد کشورى مربوط به خزانه مرکزى ميباشد که اساسا صرف اياب و ذهاب و ساير مخارج دگر ميشود.

قرار پيشنهادى سعيد آرمان رابطه با تصويب اساسنامه بيمرز

حما يت کننده مينو هميلى

کنفرانس بيمرز اساسنامه تاکنونى بيمرز که بعد از تاسيس اين نهاد توسط دبيرخانه بيمرز نگاشته و بتصويب رسيده است را  بعنوان اساسنامه قبول  د ا ر د  و رسما آن را بعنوان سند مبنا براى سازمان بيمرز به رسميت ميشناسد.

 

___________

سبك كار، نقشه عمل و سازمان تشكيلات (در سوئد)

تعرض به حقوق پناهندگى اگر تا ديروز در خفاء و در پس سياستهاى ديپلماسى انجام ميگرفت، امروزه در كمال وقاحت بصورت علنى و سراسرى صورت ميگيرد. سياست دولت دست راست بورژوايى حاكم بر سوئد جدا از اين سياست عمومى و سراسرى نيست و مارا بر آن ميدارد كه بطورى جدى در دفاع از حق پناهندگى مبارزه خويش را گسترده تر و حرفه اى تر، با يك افق روشن و هدفمندانه تر ادامه دهيم. از طرف ديگر با روى كارآمدن دولت تماميت خواه احمدنژاد، وسياست بحران زا و بحران طلبى آن از يك طرف و ماجراجويى امپرياليسم امريكا، خطر جنگ را بالاى سر ايران به عينه نگه داشته است. از طرف ديگر سركوب آشكار هرگونه اعتراض و حركت رو به شتاب برابرى طلبى و آزاديخواهانه در جامعه ايران و حالت بيم و هراس از خطر حمله و جنگ، جامعه ايران را با موج جديد و فزاينده مهاجرت توام ساخته كرده كه قويا شتاب بيشترى در آينده بخود خواهد گرفت.

اين در شرايطى است كه سازمان سراسرى پناهندگان ايرانى (بيمرز) اكنون به يك تشكل جدى و مطرح در امر پناهندگى و مسايل اجتماعى در بين پناهندگان و جامعه مهاجرين ايرانى در سوئد تبديل گشته است، و نياز به گسترش و انسجام تشكيلات با يك دبيرخانه فعال در آن ملزومتر شده است. بنا بر اين كنفرانس تاكيد ميكند:

١ ـ قطعنامه ها و قرارهاى دبيرخانه سراسرى بيمرز را بعنوان جهتگيرى كلى تشكيلات سوئد تاييد ميكند.

٢ ـ براى ارتقا امر پناهندگى و بى اثر كردن سياستهاى صد پناهندگى دولت سوئد سازمان بيمرز را در مركز مبارزات و در جايگاه واقعى خويش در جامعه سوئِ نگهدارى، رشد و ارتقاء دهد.

٣ ـ همكارى با افراد و تشكلهاى سكولار و پناهنده دوست را در چهارچوب اهداف سازمان بيمرز بسط و گسترش دهد.

٤ ـ ارتباط با رسانه هاى جمعى سوئدى ـ ايرانى را براى انعكاس اخبار و رويدادهاى پناهندگي و افشاء سياستهاى توطعه عليه پناهندگان را در اولويت برنامه هاى خود قرار بدهد.

٥ ـ سازمان تشكيلات را در استكهلم مستحكمتر و فعالتر از گذشته رشد و ارتقاء داده و در شهرهاى كليدى مثل گوتنبرگ، مالمو و ... آنرا شكل دهد.

٦ ـ شعار "ايران تحت حاكميت رژيم جمهورى اسلامى كشورى نا امن است"، "با جنگ، بدون جنگ ـ آَخوند خوش خيم و يا بدخيم" را به شعار محورى و كمپينى خويش تبديل كند.

٧ ـ براه انداختن كاروان حقوق مدنى را در دفاع از پناهندگان مخفى، و كلاه حق پناهندگى و شهروندى در دستور برنامه هاى كمپينى خود قرار داده و امكانات مالى و تداركاتى براى راه اندازى آن و توصيه  و پافشارى به دبيرخانه سراسرى.

٨ ـ مبارزه عليه راسيسم و انتگراسه كردن پناهجويان با جامعه سوئد را در اولويت برنامه هاى سياسى ـ فرهنگى خويش قرار دهد.

٩ ـ با توجه به اينكه سازمان بيمرز در سوئد به يكى از جريانات اصلى در دفاع از حقوق پناهندگى تبديل شده است، لازم است در عرصه تشكيلاتى ـ بنيه مالى ـ و در دسترس آسان پناهجويان و مردم با سازمان سبك و دستورالعمل جديدى را در پيش روى خود قرار بدهد. لذا

الف ـ دبيرخانه را فورا تشكيل دهد.

دبيرخانه شامل امور مالى حداقل مركب از دو نفر با كار مجزا بر روى پروژه ها و كورس هاى مالى و جمعاورى كمك از موسسه ها او افراد انساندوست، جشنها و ... امور مالى بعنوان قلب و موتور متحرك و تشكيلات ميباشد و بايد مداوما تقويت گردد.

ب ـ روابط عمومى در جهت ارتباط با نهادهاى دولتى و غير دولتى ـ مطبوعات و رسانه هاى عمومى و انتشار اعلاميه ها و اطلاعيه هاى سازمان به زبانهاى سوئدى ـ فارسى، ارتباط گيرى با افراد و جمعيت هاى مختلف  پناهنده دوست از پزشكان و وكلاى بيمرز و جلب حمايت آنها.

پ ـ مسئول كمپين ها در جهت حرفه اى كردن كمپين ها ـ ارتقاى كمى و كيفى آن ـ تهيه باندرولها، پلاكاردهاى منظم و مرتب و ماتريالهاى لازم براى يك كمپين خوب.

د ـ مسئول تبليغ و نشر و توزيع براى توزيع مرتب نشريات سازمان، بالا بردن تيراژ نشريات و پخش وسيع آن در ميان پناهندگان، فرودگاهها، كمپ هاى اطراف و فرستادن مرتب نشريات و اخبار و اطلاعات سوئدى به احزاب و شخصيتهاى پناهنده دوست، پژشكان و يا وكلاى بيمرز و ... تبليغ سايت بيمرز و سايت محلى سازمان، برپايى ميز كتاب و ونشريه هر ده روز يكبار.

س ـ مسئول امور ادارى ، تشكيلاتى و دفترى سازمان در سوئد كه در ضمن معاونت دبيرى را نيز عهده دار باشد ترتيب منظم جلسات سازمان و دبيرخانه را عهده دار باشد.

ف ـ لوكال: دفتر مناسب در مركز و يا نزديكيهاى مركز و يا يكى از ايستگاهها كه در دسترس آن براى عموم راحت و آسوده و متناسب با پرستيژ سازمان باشد، با تلفن و فاكس و اينترنت كه داراى امكانات پذيرايى از مراجعين خود نيز باشد. لوكال در هفته ٦ ساعت باز( بصورت رسمى و با اطلاعيه) و در دسترس پناهندگان و مراجعه كنندگان باشد.

ارائه كننده قطعنامه غفور عباس نژاد

قطعنامه در در دفاع از حق اقامت بدون چون و چرا زنانى كه از كشورهاى مسلمان زده و مخصوصا ايران و افغانستان و عراق

با توجه به اينكه اكنون شرع اسلام و قوانين ارتجاعى آن هيچگونه حق  و حقوقى را براى زنان قايل نيست، و زن در اين كشورها از جنس نوع دوم بحساب ميايند و اين دقيقا آپارتايد جنسى بحساب ميايد، لذا زنانى كه از كشورهاى اسلام زده دست به مهاجرت ميزنند، بدون هيچگونه عذر و بهانه بايد حق اقامت براى آنها برسميت شناخته شود.

پيشنهاد من براى سازمان اينستكه اين قطعنامه را در برنامه كار خويش بگنجاند.

ارايه دهنده : غفور عباس نژاد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پلاتفرم براى يكسال فعاليت سازمان پناهندگى در سوئد

(يك طرح پيشنهادى براى رئوس فعاليت ما و بعلاوه چگونگى كاركرد واحد كشورى در سوئد)

هدف و اشكال كار ما در سوئد در همان چهارچوب مرامنامه "بيمرز" است. اهداف ما حقوق برابر و جهانشمول انسانهاست. جمهورى اسلامى ارتجاعى و  سركوبگر و ساير كشورهاى مشابه  سرمنشا فرار شهروندان عمل ميكنند. پناهندگى در كشورهاى غربى هنوز محرك و نقظه اميد مردم براى دستيابى به آينده بهترى براى خود و خانواده شان است. سياست آشكارا ضد پناهندگى و بشدت غير انساني دول غربى  در اين تلاش تغيير جدى بوجود نياورده است. 

ما عليه دولتهايى كه مسبب فرار انسانها هستند، عليه كشورهاى پناهنده پذير كه موجبات درد و تحقير و ناامنى و بيحقوقى جمعيت پناهنده ميشوند مبارزه ميكنيم. ما ارگانها و دولتهاى بين امللى را تحت فشار قرار ميدهيم و افكار عمومى مردم و نهادها و رسانه ها را در جهت دفاع از حقوق پناهندگان بسيج ميكنيم. ما مستقيما با نيروى متشكل خود و پناهجويان در دفاتر محلى ـ شهرى خود نيروى هر چه بيشترى را در جهت اهداف خود مورد سازماندهى قرار ميدهيم. در سوئد نيز همچون كشورهاى ديگر پناهجويان ايرانى تمركز اصلى فعاليت ما را بخود معطوف ميدارد.

زمينه كار

سياست دولت سوئد از مدتها قبل و كماكان در طرد پناهجويان ايرانى استوار است. اين دولت مصمم است كه از طرق مختلف، رد پرونده متقاضيان، انتظار طولانى، بيتفاوتى در مقابل دلايل انسانى و حتى سياسى، سختگيرى در امر ديپورت، همكارى با جمهورى اسلامى، و به هر طريق ممكن اميد پناهندگى به سوئد را در دل هر متقاضى ممكن بخشكاند. بعلاوه هنوز، به اذعان خود دواير اين كشور و بر اساس قضاوت بين المللى پناهندگان و مردم خارجى تبار حتى سالها پس از دريافت اجازه اقامت با انواع تبعيضات و با يك موقعيت شهروندان درجه دو دست و پنجه نرم ميكنند.

كشمكش ميان غرب و جمهورى اسلامى با تمركز روى  پرونده اتمى و با دولت امريكا در راس آن، وارد دور تازه ترى شده است.  از طرفى همين دولتها در انواع ساخت و پاخت و بده و بستانهايشان زير بغل جمهورى اسلامى را ميگيرند و از طرف ديگر فضاى جنگى را بعنوان ابزار فشار ديگر كماكان حفظ ميكنند. تاثير بلاواسطه اين كشمكش  را ميتوان در سرنوشت دهها هزار پناهجو در سراسر غرب مشاهده كرد، اين پناهجويان مطابق يك توافق عملى كمابيش غير رسمى اخراج نميشوند. اما كماكان پرونده هاى تقاضايشان جواب منفى ميگيرد، با لغو اجازه كار آنها لغو ميشود، كمك هزينه هاى ناچيزشان قطع ميگردد، پرونده هايشان و كل زندگيشان بدون تكليف و معلق گذاشته ميشود، تحت انواع فشار قرار داده ميگيرند  تا شايد "با ميل خود"  به ايران بازگردند. بر پراكندگى، سردرگمى، روحيه پايين و بلاتكليفى در ميان پناهجويان بايد غلبه كرد.

رئوس اقدامات سازمان پناهندگان در طى سال آتى

اول: اقدامات عملى  زمينه دفاع از حقوق پناهجويان

1.      ما بايد بسرعت واحدهاى شهرى و سراسرى خود را براى پاسخگويى به شرايط فعلى متحد و آماده كنيم. برگزارى كنفرانس سراسرى كشورى واحدهاى سازمان در سوئد در ماه مه از جمله ابزار مهم ما در سازمان دادن موثر نيروهاى ميباشد.

2.      واحدهاى شهرى ما، لوكال و فعالين سازمان در بسيج افكار عمومى و براى تشويق پناهجويان در دفاع از حقوق خود فعالانه عمل كنند. هر واحد بايد با توجه به نيروى عملى خود و با اقدامات برنامه ريزى شده محملى باشد كه پناهجويان به واحدهاى ما جلب شوند، در انواع روشهاى مبارزه سهم فعال بعهده بگيرند.

3.      بايد افكار عمومى چه ايرانيان و چه مردم و نهادهاى سوئدى را به موقعيت پناهجويان، سياستهاى دولت، و مخاطرات و موقعيت خطرناك و دشوار پناهجويان آشنا نمود.

4.      ما بايد اداره مهاجرت سوئد را مستقيما مورد خطاب قرار دهيم، در موقعيت دفاع از پناهجويان ـ چه مسايل جمعى و چه حتى پرونده هاى فردى ـ اين اداره را تحت فشار بگذاريم.

5.      ما بايد كمپينهاى پى در پى در مسايل معين، مثلا مقابله با قطع كمك هزينه هاى پناهجويان ردى و يا مسايل مشابه را بدون وقفه در دستور داشته باشيم.

6.      ما بايد با شبكه هاى سراسرى دفاع از حقوق پناهجويان فعالانه همكارى كنيم.

7.      ما بايد با احزاب پارلمانى مدافع حقوق پناهجويان روابط نزديك و فعالى را برقرار سازيم.

دوم: در زمينه سياسى و تبليغى

 واحدها و كليه نيروى سازمان بايد بصورت يك ماشين تبليغى موثر و پركار و پرابتكار بحركت دربيايد. محورهاى تبليغى ـ سياسى ما از قبل روشن است.

1.      ايران كشورى ناامن است. ما بايد بى وقفه جمهورى اسلامى را افشا كنيم. سركوب رژيم، مصائب مردم ايران در تمام زمينه هاى اجتماعى و اقتصادى را بايد جلوى چشم مردم و افكار عمومى سوئد بگيريم. حقوق زنان و كودكان، وضعيت فعالين سياسى و اجتماعى، زندانيان و اعدام، فقر و فلاكت از جمله گره گاههاى موثر تبليغى ماست.

2.      عفو عمومى براى همه پناهجويان اعم از ايرانى و سايرين.

3.      ما بايد بعنوان يك نيروى مترقى، راديكال و انترناسيوناليستى ظاهر شويم. عليه بى حقوقى كودك، عليه تبعيضهاى جنسى، عليه راسيسم، عليه ارتجاع مذهبى، در دفاع از حقوق بديهى انسانى در كشورهاى "ميزبان" و غيره  بايد جلودار صحنه باشيم.

سوم: در زمينه انتگراسيون و حقوق پناهندگان

پناهندگان بعد از پروسه فرساينده پناهجويى كماكان با انواع اجحافات و تبعيضات دست و پنجه نرم ميكنند. ما بايد در زمينه دفاع از حقوق پناهندگان عليه راسيسم و تبعيضات فعالانه عمل كنيم. ما بايد علاوه بر تبليغ عليه اين اجحافات ابزارهاى عملى براى پناهجويان فراهم بياوريم تا بتوانند بهتر حقوق خود را بشناسند و با آشنايى بيشتر با مكانيزم هاى جامعه و نيروهاى مدافع حقوق انسانى و شهروندى از خود و همه شهروندان مشابه خود فعالانه دفاع نمايند.

چهارم: فضاى جنگى مربوط به جنگ احتمالى امريكا عليه جمهورى اسلامى

فضاى جنگى ميان جمهورى اسلامى و دولت امريكا بگرمى ادامه دارد. همه چيز حكايت دارد كه اين فضا ادامه خواهد داشت و تشديد ميگردد. اين فضا از امروز تا درجات شديدتر بسرعت و بطور مستقيم به فعاليت ما در سازمان سراسرى پناهندگان را تحت تاثير قرار ميدهد. ما بايد با چشمان باز، با مواضع روشن سياسى و با آمادگى به اين كشمكش بنگريم. سازمان پناهندگان ايرانى در قطب نماى سياسى ـ تحليلى خود در اين زمينه از حزب حكمتيست الهام ميگيرد.

1.      فضاى جنگى و هر جنگ از تبليغى تا گلوله اى كه شليك شود بر عليه مردم ايران عمل خواهد كرد. بر عمر جمهورى اسلامى ميافزايد. اين محور سياسى همه موضع گيريهاى ما و محور همكارى و عدم همكارى ما با همه نيروهاى دور و بر ماست.

2.      جنگ نه! اين شعار ماست. در عين حال افشاى جمهورى اسلامى را تشديد خواهيم كرد. اين تنها ابزارى است كه تضمين ميكند فعاليت ما به كيسه جريانات اسلامى نرود.

3.      با تشديد فضاى جنگى موج تازه اى از پناهجويان از ايران بسوى كشورهاى همسايه به اميد رسيدن به كشورهاى غربى براه خواهد افتاد. تركيه سر مقصد موج پناهجويان تازه خواهد شد و سوئد از طبيعى ترين انتخابات اين پناهجويان براى مقصد نهايى خود است. اين موج با انواع مخاطرات و فجايع و انعكاسهاى سياسى ـ اجتماعى همراه خواهد بود. بايد براى اين وضعيت آماده شويم.

پنجم: مالى

ما به پول نيازمنديم. كل سازمان و واحدهاى آن بايد به يك ماشين فعال و موثر و پر ابتكار براى جمعاورى كمكهاى مالى و تامين مالى تبديل شويم. هر واحد ماشينى خواهد بود كه خود را تامين كند و در مقابل تامين مالى سراسرى سوئد و دفتر مركزى بيمرز مسئوليت بى چون و چرا بعهده ميگيرد. ابزار مالى سازمان واحدهاى شهرى آن است. اين واحدها هستند كه بايد پابپاى فعاليتهاى سياسى ـ اجتماعى تلاش گسترده اى را براى تامين مالى خود در دستور قرار دهند. به اين منظور:

ـ حق عضويتها بعنوان ستون اصلى مالى هر واحد جدى گرفته شود. سهميه واحدهاى شهرى  براى امور دفتر كشورى و همينطور دفتر بين المللى بيمرز از همين پرنيسپ ميگنجد.

ـ جماورى كمكهاى مالى، چه بصورت صندوقهاى كمك مالى و چه بصورت ابتكارات ديگر براى اين منظور بايد وجه ثابت كار ما در همه واحدها باشد. بگذار هر عضو تازه و همه مردم ببينند كه اين سازمان چگونه براى تامين مالى خود تلاش ميكند.

ـ جلب كمكهاى مالى از مراجع دولتى امرى است كه بايد سريعا مورد توجه جدى قرار بگيرد. فعاليتهاى واحدهاى سازمان، فعاليتهايى است كه هم مردم و هم مراجع دولتى و اجتماعى قدر ميگذارند. بايد در عمل فعال بود كه چنين كانالهايى را بتوان مورد خطاب قرار داد.  ولى در عين حال واحدها بايد راه و روش جلب اين كمكها و مراجع گوناگون را بياموزند  و بكار بگيرند.

ـ دفاتر مالى روشن و سازمان يافته و قابل حسابرسى يكى از شروط مهم هر گونه فعاليت مالى در هر كار متشكل است. بايد اين اطمينان را در اعضا و دوستداران و مراجع دولتى مداوما تقويت كرد.

ـ فعاليت مالى سازمان در سطح واحدهاى شهرى صورت ميگيرد. واحدهاى سازمان از جمله در امر مالى كاملا مستقل عمل ميكنند. هر واحد در مقابل مجمع عمومى واحد شهرى خود و مراجع ناظر ديگر مستقيما مسئول و پاسخگو است. هر واحد داوطلبانه سطح كمك مالى معينى را براى امور كشورى و دفتر بيمرز متعهده ميگردد.

ـ در سطح كشورى، مسئولين مربوطه اين موارد را بايد تعقيب كنند:

                      اول: سازمان دادن سهميه واحدهاى شهرى

دوم: پيگيرى امكانات مالى دواير دولتى و موارد مشابه. چگونگى اختصاص اينگونه كمكهاى احتمالى به فعاليتها و كمپينها در سطح واحدها و در سطح سراسرى،  در اجلاس مسئولين واحدهاى شهرى مورد تصويب قرار ميگيرد.

سوم: مسئولين كشورى در امر هماهنگى و انتقال تجربه در ميان واحدهاى شهرى فعالانه عمل خواهد كرد.              

ششم: كيفيت سازمانى

سازمان سراسرى در سوئد بايد نمونه يك فعاليت مدرن و سازمان يافته و با حساب كتاب روشن را بدست بدهد. سازمانهاى شهرى ما داراى ساختار و روتين روشن و ادامه كارى نيستند. در هر شهر ما بايد داراى يك دفتر مناسب و ساعات ثابت دسترسى مراجعه كنندگان باشيم. در هر شهر بايد سازمان داراى ليست مشخص اعضا، جلسات ثابت اعضا، عضو گيرى توام با ثبت و دريافت حق عضويت، شماره حسابها و دفاتر مالى منظم، جلسات مشخص برنامه ريزى كارها باشيم.

هفتم: سايت سازمان بعنوان يك محور

سايت سازمان در سوئد بايد محور معرفى، جذب نيرو به ما و ابزار همكارى موثر و باز و علنى در كل سازمان چه رو به بيرون و چه رو به درون عمل كند. تا زمانيكه عملا امكان انتشار يك نشريه را نداريم كماكان سايت سازمان در سوئد محور ابراز وجود رسانه اى ما خواهد بود.

هشتم: طرح و نقشه سازمانى كشورى ما در سال آتى

ما در آستانه تشكيل و سر و سامان دادن واحد كشورى سوئد هستيم. وضعيت موجود و اصول سازمانى حاكم بر بيمرز اين اولويتها را در دستور كار ما قرار ميدهد.

  • اساس فعاليت ما بر واحدهاى شهرى موثر و قدرتمند استوار است. ما بايد در چندين شهر واحدهاى فعال و خوب داشته باشيم تا بتوانيم در سطح سراسرى هم جلو برويم.

  • در حال حاضر استكهلم و واحدهاى شمال ما تنها واحدهاى عملا فعال بحساب ميايند. در دور يكساله بعدى تلاش اصلى ما بر ايجاد سه تشكيلات شهرى قدرتمند و فعال در سه شهر استكهلم و گوتنبرگ و شمال(بودن و لولئو) متمركز خواهد بود. مفاد سازمانى، سياسى و مالى ذكر شده بايد در اين شهرها جا بيافتد.

  • تلاش كنيم نيروهاى موجود در چند شهر ديگر، از جمله Linköping; Uppsala, Västerås  و احتمالا موارد ديگر را سر و سامان ببخشيم.

  • دبيرخانه و يا مسئولين كشورى ما فونكسيون سخنگو و هماهنگ كننده را عهده دار خواهند بود و نه بيشتر. ما ارگان تازه ترى را بالاى سر واحدهاى شهرى قرار نميدهيم. اين نه درست و نه عملى است.  تا كنون واحد كشورى سوئد دارى مرز روشنى با واحد استكهلم آن نبوده است، اين مساله بايد سر و سامان پيدا كند.

  • اگر فعاليت  واحدهاى شهرى بر يك روتين معينى استوار است، فعاليت واحد كشورى ما اساسا كمپينى است. واحد كشورى بايد بتواند نيروهاى سازمان را در جهت كمپينهاى معينى هم خط كند، اين نيروها را بسيج كند، با سازمانها و نهادهاى بين المللى بهم ربط بدهد، سخنگوى آن گردد و حاصل سياسى آنرا در قوى تر شدن واحدهاى شهرى تعقيب كند. اين معيار موفقيت واحد كشورى ماست.

  • به اين ترتيب، بنظر من ما نه به يك دبيرخانه سنگين بلكه به يك سخنگو، يك يا دو معاون و همچنين يك حسابدار براى واحد كشورى سوئد نياز داريم كه انتخاب گردد.

مصطفى اسدپور

٢٠ ماه مى

اين پلاتفرم يكبار دو ماه پيشتر در آُستانه تدارك براى كنفرانس در اختيار مسئولين واحدها قرار گرفت. اكنون متن تكميلى تر آنرا در اختيار كنفرانس قرار ميدهم.