بازگشت به صفحه اول

Dribbla dig fram till en intervju- Byt namn!

تعويض نام – راه ميان بُر براى يك مصاحبه كار

چرا كه نه؟ شما هم بشتابيد!

Det blir alltvanligare bland invandrare att byta namn. Det handlar om en åtgärd, för jobbets skull. Det är mest de utbildade invandrarna som gör det. Det är en drastisk åtgärd, det finns ett tydligt obehag bakom det. Hur som helst, räcker namnändringen bara fram till intervjun och inte längre. Men det är ändå viktigt. När på ett märkligt sätt kallas man inte till en enda intervju torts alla meriter då börjar man misstänka att det är namnet som ”skrämmer bort”! Om jag fick bara chansen att presentera mig närmare …

Byt namn du också!   

تعويض نام – راه ميان بُر براى يك مصاحبه كار

چرا كه نه؟!

تعداد هر چه بيشترى از مهاجرين و پناهندگان نام خود را عوض ميكنند. بجاى "غضنفر" و "غضنفرى" نامهاى كم و بيش متفاوتى در شناسنامه و اسناد و قباله خانوادگى نقش ميبندد. البته هميشه كسانى هستند كه از دست نامهاى ناخواسته آبا و اجدادى به تنگ آمده اند و در اولين فرصت ممكن اين روياى ديرينه را بعمل درمياورند. در نفس اين كار، مشكل قابل بحث و تفحصى وجود ندارد. اگر آدمها نتوانند روى نام خود تصميم بگيرند، اين ديگه چه زندگى و چه كنترل و كدام آزاديهاى فردى است كه چپ و راست روى سرمان بخاطر آن منت گذاشته ميشود؟ تازه اين ديگر مثل دماغ گنده و غبغب آويزان هم  نيست كه هنوز از تخت بيمارستان پايين نيامده، تمام فضولهاى دنيا خبردار شوند. خرج زيادى هم بر نميدارد.  با پانصد كرون ناقابل سر و ته قضيه را ميتوان هم آورد. دلسوازان عواقب فرهنگى اين اقدامات هم بروند خروس قندى دستشان بگيرند بهتر است... مگر بقيه دنيا براى فرهنگ و تاريخ و ارزشهاى هزاران ساله  كدام تخم دو زرده را گذاشته اند كه يقه من و شما را گرفته اند؟ مگر اين همه غضنفر بوديم كسى محل سگ به ما گذاشت و از ما تشكر كرد؟

اما موج اخير تغيير نامها زياد ربطى به اين تجدد و غربت گزدگى و خيانت فرهنگى و احيانا درد پز دادن،  ندارد. مساله نان است. به همين سادگى. درد شكم گرسته است كه همه مستظهرند كه خدا را هم بنده نيست. موج اخير به اين خاطر است كه شايد بتوان راحت تر دست خود را به يك كار و كاسبى بند كرد. تبعيضات بازار كار يقه پناهجويان را تا حد خفه كردن به معناى واقعى آن گرفته است. زمانيكه علارغم همه صلاحيتها و مدارك و همه ملزومات،  تقاضاهاى كارى تو فقط جواب منفى ميگيرد، آنوقت ديگر چاره اى نيست. بايد كارى كرد. با اين وضع جامعه و تبعيضات رايج بخصوص در بازار كار مشكوكيت به اينكه احتمالا اين اسم "نامتجانس" است كه كار دستتان ميدهد، زياد هم نامربوط بنظر نميرسد. فكرش را بكنيد كه مثلا خداى ناخواسته اسمتان به "بن لادن" و "زرقاوى" و "خمينى" و امثالهم هم شباهت داشته باشد. آنوقت البته انتظار نداريد در ميان همه متقاضيان  بيايند سراغ شما كه تلفنيست و بازارياب و مسئوليت شبكه اينترنت فلان اداره و كارخانه را بعهده بگيريد! آنهم توى مملكتى كه تبعيض و بدبينى نسبت به پناهندگان شهره همه است. آنهم بعد از ماجراى ١١ سپتامبر.

از ما به شما نصيحت اگر هوس تعويض نام به كله تان زده زياد معطل نكنيد. حداقل به امتحانش ميارزد. اما توجه تان را به چند نكته جلب ميكنيم، اين نكاتى است كه در تماس نزديك از تجربه  زنده چنين پناهنده جديدالنام بطور دست اول برايتان نقل ميكنم. از شما چه پنهان اين چند نفر هنوز هم بدون كار علاف ميچرخند ...

اول: اول بدقت به كارى كه ميخواهيد فكر كنيد. كسان ديگر در خانواده را كه در اين طوفان با شما همراه خواهند شد را در جريان بگذاريد. پيچيدگى مساله را دست كم نگيريد. تازه وقتى اسمتان را عوض كرديد غافلگير خواهيد شد كه چقدر شما و اسم شريفتان مهم هستيد.

دوم: در رابطه جستجوى كار اين كار شما را حداكثر تا جلسه معارفه و مصاحبه پيش ميبرد. از آنجا ديگر شماييد و ساير جنبه ها از توانايى و انطباق شما با شرايط شغل مربوطه. تا آخر خط را بايد خوانده باشيد.

سوم: شركت ها و ادارات هم از اين "كلك" مطلع شده اند. ميدانند كه با احضار آقا و يا خانم  svensson ممكن است سر وكله موجودات كاملا متفاوتى از جلوى درب اطاق مصاحبه پيدا شود. تازگى ها امتحانات حضورى و در محل در مورد زبان سوئدى و حتى ظرفيتهاى علمى و فنى هم به هفت خوان استخدام اضافه شده است.

چهارم: در مورد نام جديدتان خوب فكر كنيد. افراط نكنيد. دوستى كه اسم فاميل خود را به Vikingsson تغيير داده است فكرش را نكرده است كه چه كارى دست بچه مدرسه بروى خود ميدهد...

پنجم: يادتان باشد يا زنگى زنگ يا رومى روم. از خير نوشتن اسم جديدتان با الفباى فارسى بگذريد. موجب درد سر است، مثلا مگر ميشود Birgita Svensson  را با الفباى فارسى نوشت و اسباب مزاح ديگران نشد؟ در اينمورد نه خداى ناكرده به سليقه شما ايرادى وارد است و نه   Birgita Svensson اسم بدى است. ايراد در زبان فارسى و اين خط لعنتى است. ميبينيد از هر درى كه وارد بشويد يا شما سرتان توى كلاه فرهنگ كهن ميروند يا اين فرهنگ موى دماغ شماست. بهرحال كسان عاقلى هستند كه از اول گفته اند بايد فارسى را با لاتين نوشت. حداقل بايد به اين حرف گوش كرد تا بتوانيد با خيال راحت هر وقت دلتان خواست Birgita شويد!

ششم: محل تولد، اسم و رسم مندرج در شناسنامه  شما درست به اندازه اندام و جوارح پنهان و آشكارتان فقط و فقط به خودتان مربوط است. اما با تغيير نام راستش در اين واقعيت تغييرى بوجود نميايد كه براى شرايط مساوى در كار و استخدام و زندگى چاره كار درافتادن چشم در چشم با بيمارى مربوطه و مسببين آنست.  براى اين منظور چه  Viking باشيد و چه" رستم زاد" ،  راه فرار معجزه آسايى وجود ندارد.

   

براى دريافت اطلاعات بيشتر از چگونگى تغيير نام ميتوانيد از سايت زير بازديد كنيد.

www.skatteverket.se

اگر در صدد تغييرات در ريخت و قيافه و اندام و جوارح ديگر هستيد، خدا روزيتان را جاى ديگر بدهد....

مصطفى اسدپور 

 

 

copyright © 2007 Flykting.se